اسم این پست رو از مهراوه وام گرفتم که توی پ.نونش مینویسه! این هفته یه جورایی همه چی آروم بود همه چی خوب بود. درسته خیلی ی ی ی ی ی ی ی خسته م ولی خستگی جذابی بود. این روزارو بیشتر از پارسال و پیارسال و سالای قبلش دوس دارم (البته از نظر کاری). امیدوارم حالا حالاها پایدار بمونه...
و اما دلخوشی ها:
امروز یکی "مانتی" درست کرده بود خوردیم :) انقد اسمشو تو سریال ترکیا شنیده بودم مردم از هوس و بالاخره به وصال مانتی هم رسیدم.
امروز اولین لپ تاپ عمرمو خریدم. قول میدم بعدیش اپل باشه :) لنوو گرفتم، گرافیک جی فورس :دی! یعنی انقد که من به جی فورس گیر دادم خود جی فورس به خودش انقدر امیدوار نبود :))
و در آخر انقدر این روزا صدای احسانو گوش دادم مردم. چقدر این بشر خوبه ... خدا نگهش داره واسه خونواده ش دوسش دارم زیاااااد ... دعوتم کن با هم بریم کنسرتش :)
من هنوز همون درد ِ دیروزم آدم ِ همیشه
هیشکی مث من عاشقت نبود
عاشقت نمیشه...
بعله اینجوریاس نفس جانم 
برچسب: دلخوشی های کوچک,دلخوشی های کوچک من,دلخوشی های کوچک زندگی,دلخوشی های کوچک حسن فرهنگی,دلخوشي هاي كوچك زندگي,کتاب دلخوشی های کوچک,
نویسنده: مهدی رستمیان