میدونی؟ راستش از وقتی اینورم به خیلیا فکر کردم و بازم جوابی نگرفتم ... کسی رو ندارم آخر شماره موبایلش این باشه ... نمی دونم ولی اگه اومدی و دیدی جون عمه ت
حرف بزن کارت دارم گفتم جون عمه ت هاااا
بله نصفه شبی هم زده به سرم که بشینم پیام هات رو دوباره بخونم و برم تو دو سال پیش اما ... بازم هنگم!! لااقل منو از هنگی درمیاوردی می رفتی بی وفا ....
برچسب:
نویسنده: مهدی رستمیان