از وقتی قرار شد برای ترکیه اقدام کنیم انگار همه چی سرعت وصف ناپذیر خودشو گرفته و دست به دست هم دادن که من امسال حتما ِ حتما برم ! هیچ روز استراحتی ندارم و حتی جمعه هامم میرم سر کار! ینی یه جور روانی کننده ای منتظر این چند روز تعطیلی ام که فقط بیاد و من بخوابم! بطور روانی کننده ای، همه چیز نصفه و نیمه است. مثلا فکر میکنم این اوکی شد تا عید تموم میشه خب بعدش چی؟ حالا اون یکی ام اوکی و همینطوری همه چیز پیش به آینده با امید قشنگ و ناامیدی کوچکی در دلم! هنوز نمیدانم ... هیچ نمیدانم! من همه چیز رو برای سال آینده برنامه ریزی کردم اما انگار 2017 بیشتر قراره عجله کنه که کار من راه بیفته! شکایتی ندارم و آماده ام! اما از یک طرفی هم فک می کنم خیلی چیزا مونده ... اول تنها به فکر دانشگاه انکارا بودم اما به دلایلی از لیست انتخاباتی م حذف شد! به احتمال زیاد مقصد یا دانشگاه karadeniz (ترابزون) یا دانشگاه ege (ازمیر)! و باز هم احتمال بیشتر با ترابزونه! بهرحال که امیدوارم همه چیز طبق خواسته مون پیش بره!
خسته ام ... خیلی ...... خیلی ........... خیلی ................
دعام کن
برچسب:
نویسنده: مهدی رستمیان