
بازم عطرتو جمع کردی بری ... دلم تنگ میشه برات حیفه ها کم عاشق نبودی که یادت بره تو با این همه خاطرات حیفه ها کجا میری تنهایی این وقت ِ شب نتونم بیام پا به پات حیفه ها لالایی ... لالایی ... لالایی بمون نمیخوابی عشقم چشات حیفه ها منو با غم ِ خونه تنها نذار منو دست ِ این خاطراتم نده اگه میری دنیا...
ادامه مطلب
تو زنگ می زدی و من مردد بین جواب دادن و ندادن! قلبم تند تند میزد و آمده بود توی دهنم ضربانم! جواب ندادم و قطع شد. خودم را لعنت می کردم و تو دوباره زنگ زدی. ایندفعه صدای مادر امد صبح شده ! وقت کاره. حاضر بودم ( هستم) تمام زندگیم را بدهم ، یک بار (نه در خواب که در واقعیت) زنگ بزنی و با محبت بگویی عشقم ... سلام! و این سلام هیچ خداحافظی ای در پی نداشته باشد. ...
ادامه مطلب